تبليغاتX
بَرد نِشانده

         صد و سد :
به میمنت و سرورصد سالگی نفت ، همه چیز بر وفق مراد پیش میرود،  تا کور شود هرآنکه که نتواند دید .
         گویا که وزیر نفت جمهوری اسلامی در جمع مردم مسجدسلیمان گفت :تخلیه کردن و رها کردن مسجدسلیمان شایسته این کشور نیست .  
باید به عرض وزیر نفت برسونم که خلاف بعرض رسوندن ، همشهریان من نه تنها سنگر را خالی نمیکنند ، بلکه برای رسیدن به خط مقدم جبهه وارادت خاص به دولت و نظام جمهوری اسلامی ، مجبور به کوچ اجباری شده اند و این آهنگ خود عزم و جزم یک شبه نیست ، که دل شیر میخواهد و عزم پلنگ . !
         داستان کوچ از اینجا ریشه میگیرد که آقای شریعت مدار رئیس کنونی روزنامه کیهان تهران آقای باراک حسین اوباما کاندید ای سیاهپوست حزب دمکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را مسلمان ، شیعه واز نژاد ایرانی و منتسب به خانواده بارک بوشهری معرفی میکند و دادسخن وجانبداری از او .
       داستان کوچ از اینجا ریشه میگیرد که به هر خانواده لبنانی مبلغ ده هزار دلار برای بازسازی خانه و کاشانه وبرای تک تک جوانان لبنانی حقوق بیکاری از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران پرداخت میشود ، حتی خانواده های ارمنی ساکن لبنان در صورتیکه زنانشان دستمال سر کنند از این حقوق و مزایا برخوردارند .
       داستان کوچ از اینجا ریشه میگیرد که همین امروز شهرداری تهران مبلغ سی میلیارد ریال را به دولت لبنان هدیه میکند و آقای دکتر چمران را همراه کاروان پول راهی  شهرداری بیروت میکنند .
       داستان کوچ ، از کوچ هزاران روحانی و آخوند از جبل العامل لبنان به سرزمین ایران و از نگاه شرمگین مردم شهر به روی رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ریشه میگیرد .
        داستان کوچ از  طوفان  شن و گرد و خاکی که از  جنوب و  تحریم اقتصادی که  از غرب گرفتارمان کرده است ریشه میگیرد  ، پس برای اینکه  در این راه دور و دراز پول های اهدایی از فروش نفت مسجدسلیمان گرفتار این دو بلای جانسوز نشوند وهمچنین  برای حمایت و پشتیبانی از میشل سلیمان رئیس جمهور منتخب لبنان که او هم نام سلیمانی را یدک میکشد به لبنان کوچ میکنیم تا ماهم مانند آن مسگر بینوای شوشتری گرفتار قضات عادل و مسلمان اوین و همدان نشویم .
آری این عروس هزار چهره را ، تنها مسجد -- سلیمان -- را تنها ، رها می کنیم . !

 

نوشتاري از زال در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 1:50 | لینک ثابت | |ارسال به بالاترین: Balatarin

مسجدسلیمان .!

من پیشنهاد میکنم که شهر مسجدسلیمان مانند خط لوله نفت و گازش به خط صلح بپیوندد ،  تا در یکصد سالگی سالروز اکتشاف نفت با یک تیر دو نشان بزند .  شهری یا بخشی از یکی از شهر های لبنان  یا سوریه بشود  تا هم از زیر یوغ  برادران رضایی ها ( حاج دکتر محسن و دکتر امیدوار ) خارج شود و هم مسئولین نظام با جهان بینی و دید وسیع خود که به جهان دارند ، قابل روئیتشان باشد . مگر نه اینکه هر خانواده لبنانی ده هزار دلار جهت بازسازی خانه های آنها در جنگ از جانب نظام جمهوری اسلامی دریافت داشتند  ، مگر نه اینکه جوانان لبنانی از جانب دولت جمهوری اسلامی  ایران حقوق بیکاری دریافت میدارند. ولی شهر مسجدسلیمان تنها شهر ایران بود که در تمام طول جنگ نه تنها از بودجه جنگی که از طرف مجلس  جمهوری اسلامی برای شهرهای ایران در نظر گرفته شد ، سهمی دریافت نکرد بلکه بودجه شهرداری شهر را هم که از مالیات مردم شهر دریافت میشد به شماره حساب بانکی جبهه و جنگ ویا شماره حساب صد امام واریز میشد . ویا مگر نه اینکه امام جماعت نماز جمعه شهر لندن به مسجدسلیمان انتقال داده شد تا بکمک دیگر دستیارانش خط لوله نفت مسجدسلیمان -- آبادان را جمع آوری و جهت انتقال به لندن بار کشتی کردند . ؟ آیا  میدانید امروز که میخواهید بخاطر تحریم بنزین از خارج کشور این خط لوله را دوباره به پالایشگاه آبادن وباز تولید بنزین فعال کنید به چه پولی جهت بازسازی این خط لوله کشور نیازمند است .؟

و هزاران اما و چراهای دیگر که فقط در این شهر اولین ها اتفاق افتاده است .!

پس شما هم حتما با من هم رای شوید و از مجلس و نظام جمهوری اسلامی بخواهیم که از امروز این گوشه از خاک میهن گرامیمان را به خاطر آبادانی و حفظ کیان اسلام و نظام و ولایت فقیه به کشور لبنان اهدا گردد تا هم ملت مسلمان مسجد سلیمانی از ننگ لقب مسکوسلیمانی مبرا و هم مسئولین نظام در پیشگاه امت اسلامی دین خود را به جنبش لبنان و فلسطین ادا کرده باشند .

 مسجدسلیمان بزرگتراست یا دریای مازندران ، مسجدسلیمان بزرگتراست یا خلیج همیشه پارس .؟

پس بیایید با یک تیر چند نشان بزنیم و ره صد ساله را در یکصد سالگی اکتشاف نفت را یک شبه بپیماییم .

مسجدسلیمان را از این لحظه لبنان سلیمان بنامیم . !

نوشتاري از زال در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 21:18 | لینک ثابت | |ارسال به بالاترین: Balatarin
رئيس جمهور ايران كيف و كوله پشتي اش را برداشته تا سفري به نيويورك* مقر سازمان ملل* داشته باشه.آنطور كه خودش مي گويد قصدش ايراد سخنراني در جهت دفاع از حقوق حقه ايران است.منظور همون مسائل هسته اي((البته اخيرا گستره مسائل هسته اي آنچنان وسيع شده كه ممكنه به حمام خونه يا كمد لباسهاتون هم مربوط بشه))

صاحب اين وبلاگ((زال)) ميگه احمدي اونجا در مورد فيلم سيصد حرف میزنه.
اما من((من يه آدم مجازي هستم)) ميگم: زهي خيال باطل. به همين خيال بمانيد كه ايشان در اين مورد صحبت كنند چون ايشون رئيس جمهور تمام كشورهاي پلاسيده ي دنيا هستند الا ايران!!!

 ايشون دوست داره روي صندلي هاي شوراي امنيت بشينه و اونجا هم سخنراني كنه...يعني اينكه گند بزنه، لاطائلات بهم ببافه .بي ترديد دل تو دلش نيست كه شوراي امنيت رو ميخواد از نزديك ببينه.
دليل ديگه سفر ايشون ميتونه اين باشه كه بالاخره نوروز باستاني هست ايشون هم كه در حال تهي نمودن انبان عقده هاي دوران كودكي تا قبل از رياست جمهوري شان هستند.

به هرحال فكر نكنم پاهاشون از مرز تهران عبور كرده بود.كه به مدد آراء مردم ضعيف الفرهنگ ما تمامي عقده هاي وي واگشايي شد. ((.آره ميدونم استاندار و استاد در دانشگاه اردبيل بود.))احتمالا سفر هم شغل انبياء است.اميدوارم كه توي اين سفر حاله ي(با همون ح درسته) نورش رو هم همراه خودش ببره، كه بهش خيلي نياز داره.

تا درس عبرتي گردد براي دوستاني كه در خانه نشستن و نرفتند رأي بدن يا موقع رأي دادن بازهم چون بارهاي قبلي گند زدند.ببخشيد از بي ادبي من ميهمان

راستي من بعضي مواقع ميام توي اين وبلاگ و درد دل ميكنم! متشكرم از زال كه اين مهمان ناخوانده رو پذيرفت...
نوشتاري از زال در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 2:30 | لینک ثابت | |ارسال به بالاترین: Balatarin
كاملترين روايت از قتلهاي زنجيره اي
در کشاکش بازار گرم انتخابات ریاست جمهوری سال 76 بودیم. نیروهای حزب‌الله نیز بالتبع بدنبال جریان محافظه‌کار شدیدا" مشغول تبلیغ برای ناطق نوری به عنوان "کاندیدای مورد نظر آقا"! بودند. یک روز الله‌کرم مرا خبر کرد تا به هتل انقلاب برویم برای جلسه‌ای به قول خود وی "با یکی از بچه حزب‌اللهی‌های وزارت اطلاعات".
24 اسفند سال 1375 هتل انقلاب تهران اتاق 414 ساعت 22:30.
بعد از مدتی که در اتاق بهمراه فردی که خود را قادری معرفی نمود نشستیم، فردی متوسط‌القامت با کاپشن شلواری سرمه‌ای رنگ، عینکی نیمه وارد اتاق شد بعد از سلام و علیک و احوالپرسی (گویا آشنایی قبلی نیز با الله‌کرم داشت ولی این اولین مرتبه‌ای بود که من ایشان را می‌دیدم.) وقتی که وارد بحث شدیم اینچنین آغاز کرد:
"حضرت رسول وقتی که مکه را فتح کرد و وارد شهر شد استراتژی‌اش اینچنین بود که اگر کسی وارد جنگ با ایشان می‌شد به تعدادی سواره بر اسب و سواره نظامش اشاره می‌کرد و آنها با نیروی مهاجم درگیر می‌شدند اما بعضا" بودند مشرکینی که از پشت بامها و کوچه‌ها شعار "یا الله هبل یا الله هبل" سر می‌دادند. اینجا بود که حضرت به یکسری افراد پیاده اشاره می‌کرد و آنها هم شعار می‌دادند "الله عزواجل" بله آن سواره نظام که تکلیفش معلوم است ما هستیم ولی این پیاده نظام امروز شما هستید به عنوان نیروهای حزب‌الله که وظیفه‌ای سخت پیش رو دارید ...

ادامه مطلب
نوشتاري از زال در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 18:54 | لینک ثابت | |ارسال به بالاترین: Balatarin

افشاي ابعاد تازه برنامه نظامي آمريكا عليه ايران در رسانه هاي غربي

با ورود دومين ناو هواپيمابر آمريکا به آبهاي منطقه و اعلام ابعاد تازه‌اي از برنامه نظامي آمريکا عليه ايران، شب گذشته رسانه‌هاي دنيا بسياري از اخبار و تحليل‌هاي خود را به اين موضوع اختصاص دادند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، سايت آمريكايي «ليبراسيون» نوشت: مركز فرماندهي استراتژيك اوماها در ايالت نبراسكا كليه فعاليت‌هاي خود را براي يك حمله غافل‌گيركننده اوليه عليه ايران آماده مي‌كند.
اين مركز پس از 11 سپتامبر در راه مبارزه با ترور پيشرفت‌هايي كرد اما بزرگ‌ترين مركز تهاجم جهاني نيز شناخته مي‌شود: شروع حملات و حملات پيشگيرانه، سلاح‌هاي كشتارجمعي، جنگ‌هاي فضايي و كامپيوتري، موشك‌هاي بالستيك دفاعي و همچنين جنگ‌هاي غيرمتعارف.


ادامه مطلب
نوشتاري از زال در پنجشنبه سوم اسفند 1385 ساعت 0:43 | لینک ثابت | |ارسال به بالاترین: Balatarin